حكيم ابوالقاسم فردوسى
99
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
برخورد و ايشان ، وى را گرفته ، به نزد ضحاك بردند و هم به دست او كشته گرديد . مادر فريدون كه فرانك « 1 » نام داشت ، گريان و دلخسته از روزگار و از آن بدى كه بر همسرش آورده بودند ، روان گشت تا به مرغزارى رسيد كه آن گاو پر مايه در آن بود . « 2 » پس به نزد نگاهبان آن مرغزار برفت و همچنانكه از ديدگانش بجاى سرشك ، خون مىباريد به دو گفت : زمانى اين كودك شيرخواره را از من به زينهار دار و او را همچون پدرى باش و از شير اين گاو بپرور كه هر چه بخواهى ، اگر چه جانم باشد ، تو را دهم . نگاهبان مرغزار پذيرفت و گفت : من چون بندهاى به پيش اين فرزند تو خواهم بود . پس فرانك ، فرزند را به دو داد . سه سال آن نگاهبان ، فريدون را از شير آن گاو بداد . ليكن از يك سوى ، ضحاك از آن جستجو خسته نگشت و از ديگر سوى ، سخن آن گاو در هر جايى بپيچيد . پس فرانك شتابان به آن مرغزار آمده ، با نگاهبان مرغزار گفت : پروردگار ، انديشهاى در دلم فراز آورده است و اينك مرا چارهاى نيست جز آنكه فرزندم را كه همچون جان شيرين من است برداشته و از ميان مردم ناپديد گردم و به هندوستان ، به البرز كوه « 3 » رَوم . پس فرزند را برداشته ،
--> ( 1 ) - فرانك Farnak . ميرخواند نام او را فرامك ذكر كرده است . روضة الصفا ، ج 1 ، ص 531 . ( 2 ) - محل تولد فريدون را قريه ورك ، وركه يا ودك در ناحيه لارجان مازندران دانستهاند و گفته شده پس از مدتى كه از تولد او گذشت ، به قريه تيلاب يا شلاب ( چلاب ؟ ) رفتند كه در آنجا گاودارى مرسوم بود . ر . ك . ابن اسفنديار ، تاريخ طبرستان ، ج 1 ، ص 58 - 57 اعتماد السلطنه ، تاريخ طبرستان ، ص 101 مرعشى ، تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ، ص صد و پنج . ( ) ببرّم پى از خاك جادوستان * شوم با پسر سوى هندوستان شوم ناپديد از ميان گروه * مر اين را بَرَم تا به البرز كوه آيا چه ارتباطى ميان هندوستان و البرز كوه وجود داشته است ؟ چرا خيام نيز مىنويسد : « آفريدون از هندوستان بيامد و او [ ضحاك ] را بكشت . » نوروزنامه ، ص 15 . البرز ، در اوستا hara با صفت berezaiti و به پهلوى harborz نخستين كوهى است كه به گفته اوستا از زمين روييده . البرز در سنت پارسيان ، رشته كوهى مقدس است كه تمام سرزمينهاى شرقى و غربى را در بر مىگيرد . بر اساس جغرافياى ايران باستان ، جهان به هفت كشور يا اقليم تقسيم شده بود كه چنان كه پيش از اين ( در حاشيه مربوط به هفت كشور ) ذكر شد ، عبارت بودند از : ارزه - سوه - فرددفش - ويددفش - ووروجرش - وروبرش و خونيرس كه در وسط جهان جاى داشته و ايران هم در آن قسمت بوده است . پيرامون تمام اين اقاليم ، كوه البرز كشيده شده بود و بدين سان ، اين كوه به گرد جهان كشيده شده بوده است . جالب آنكه در آيينهاى دينى زردشتى نانى وجود دارد كه به پهلوى dron و به اوستايى draona ناميده مىشود . اين نام كه به صورت كوچك يا بزرگ از آرد گندم تهيه مىشود ، نماد اين جهان است . و برجستگى دايره دور نان ، نماد كوه البرز است كه زمين را چون حلقهاى فرا گرفته است . اما بخشى از اين كوه به نام تيرگ البرز بوده كه از جنوب غرب به شمال شرق كشيده شده بوده و از وسط خونيرس مىگذشته است . اين كوه بر اين اساس مىتواند با رشته كوههايى كه از آلتايى و تيانشان شروع مىشود و به هندوكش و البرز در شمال ايران مىرسد و از طريق كوههاى آسياى صغير و غرب عربستان و يمن به كوههاى حبشه در آن سوى درياى سرخ منتهى مىشود ، تطبيق يابد . ر . ك . بندهش ، ص 171 حواشى بهار بهار ، پژوهشى در اساطير ايران ، ص 125 و 106 - 105 و 65 .